سلام علیکم

 

این عمر که بر جسم ماست شاید از دید ما عمری بیش باشد اما اندکی بیش نیست و خواب ما را مست و مدهوش ساخته و ما خودمان نیستیم.

دمی که عمر ما به آخر نزدیک میشود برای ما سخت است چون حسرت دوران رفته ما را غمگین ساخته و برگشتی هم نیست،شاید دعا میکردیم ای برگشتی بود و اونطور که فک میکردیم رو عوض میکردیم اما نه دریغی هست و نه افسوسی .

از خودم شروع میکنم و به خودم میگم میدانی  با عمری که نمیدانی کی تموم میشود زندگی میکنی پس به هدر نده و تلف نکن عمر زیبایی خدادای رو،خدای زندگی کن ،این نوع زندگی رو که ساختن دنبال نکن ،خدا رو دوست داشته باش و زندگیت رو برای اون تنظیم کن همانطور که اون این دنیا رو برای ما اونطور که باید تنظیم کرده و اجازه زندگی به ما داده به اختیار.

پس از این اختیار سوء استفاده نکن.

دوست داشتم  زیبا فکر میکردیم و زیباتر آن بود که خداوند را هیچ وقت فراموش نمیکردند و آن وقت کسی ضایع نمیگشت.و ما زیبا زندگی میکردیم در کنار هم و گناهی در کار نبود چون برای خداوند زندگی میکردیم.

 




تاريخ : شنبه 11 شهریور 1396 | 17:21 | نویسنده : alsojde | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید



  • وب مغانشابو
  • وب موج سوار
  • وب آموزش ریاضی
  • وب بای شاپ